أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

28

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) عمرم در معركه نبرد گذشته چگونه گمان ميرود از فنون نظامى بىخبر باشم ولى چكنم كه كسى گوش به فرمان من نميدهد . لا رأى لمن لا يطاع على عليه السلام مردى گندمگون و چهارشانه بود . در اعتدال قامت به كوتاهى نزديكتر بود . شكمش اندكى فربه مينمود . انگشتانش باريك و بازوهايش سطبر بودند . ساقهاى پايش هم نازك بود . ريش مقدسش بزرگ و پهن بود . موهاى سرش ريخته بود پيشانى بلند وسيعى داشت . در چشمانش شكستگى لطيفى ديده ميشد . اينست آنچه روات و اصحاب حديث در وصف على عليه السلام گفته‌اند ولى كاملترين روايتى كه در تعريف او روايت شده حديث ابو اسحاق است . ابو اسحاق مىگويد : آن روز روز جمعه بود . با پدرم به مسجد اعظم كوفه رفته بودم . پدرم مرا به روى دست بلند كرد تا بتوانم منبر و محراب را تماشا كنم . شيخ بلند پيشانى و چهارشانه‌اى را بر منبر ديدم كه موهاى سرش ريخته بود و ريش مباركش سينه‌ى پهن و پهلوانيش را پوشانيده بود . چشمانش شكست مليحى داشت .